لغت نامه ی پسری
سلام به قند عسلکم و پسری شیرین تر از قند و نبات و آبنبات و دوستان مهربان و عزیز

خدا رو شکر همی می کنیم که گل پسرمان هر روز بزرگتر و عاقلتر و البته کمی هم لوس تر از روز قبل میشود و گاهی مایه ی دردسر و و صد البته اغلب اوقات باعث نشاط و دلگرمی من و همسر جان همی گردد.
از فن بیان شیرین ایشان که هر چه بگویم کم گفتم و تقریبا تمامی کلمات را با لحن شیرین کودکانه خود آنچنان بیان میکند که مایه ی تعجب من و افراد دیگر میشود که این فینگیلی اینا رو از کجا یاد گرفته .
بعضی وقتا که برای کار اشتباهی میخوام دعواش کنم میاد طرفم و گردنمو آنچنان محکم فشار میده و میگه مامان دوت دارم (دوست دارم) و مادر ظرف مدت چند ثانیه تمام اتفاقات را فراموش میکند.![]()
پروژه پوشک گیری شروع شده است و تقریبا هر نیم ساعت آراد خان رو با هزاران ترفند به دستشویی میبریم و تلاش فراوان برای ....... (البته ناگفته نماند که زحمت های بی دریغ مامانی هست که به ما این همت رو میده و همه ی زحمتش با ایشونه و تقریبا 4 تا 5 ساعت از روز رو من تلاش میکنم.)
تو اتاق خودش مشغول بازی با اسباب بازی هاش بود که صداش کردمو گفتم آراد مامان بیا پویا کارتون نگاه کن گفت شبکه پویا دود بشها (شبکه پویا دوست بچه ها)![]()
تقریبا تمام لالایی های رو که براش میخونم رو یاد گرفته و وقت هایی که من شروع میکنم براش لالایی خوندن آراد هم منو همراهی میکنه و البته آهنگ درخواستی هم زیاد داره .
مامان آقا خردوشه
یه روز آقا خردوشه رف پیشه موشه
موشه تو لونه خردوشه دوف آخ
پاچو پاچو کارت دالم بی آزالم
آقا پلیسه
شبا که میخوابه آقا پولیده بیداله
خواب خوب ببینم شکاله زلنگه دزدا بخنجه (با دزدا خوب میجنگه)
بع بعی میده بع بع دمه دالی نه نه کوجا بره د د
وقتایی که همسر جان زحمت لباسا رو میکشه برای آویزون کردن روی پشت بوم آقا آراد هم یه سبد بر میداره و پشت سر همسری و میگه بریم پوشت کون بریم پشت کون
مامان بوس خونم بعد از اینکه مادر مهربانش رو بوس کرد میگه آخ آخ خوشزست (خوشمزه هست)
وقتایی که از بعد از سرکار شما رو از خونه ی مامانی میگیرم و میریم خونه همین که میرسیم تو خونه و در رو باز میکنم میری کل خونه رو دنبال بابایی میگردی و میگی بابایی خوجایی ( کجایی)
چیخار میخونی چیکار میکنی
نخون نخون نکن
صبح ها که میخوایم بریم خونه ی مامانی وقتی که بقلت میکنیم میگی نخون نخون میخوام بخابم بلو بلو (نکن میخوام بخوابم برو)![]()
وقتایی که میریم بیرون برای پارک رفتن تا زمانی که خودت راه بری حرف میزنی پشت سر هم بدون قطع شدن و خستگی ناپذیر مگر اینکه بابایی بقلت کنه و شما یه نفسی بکشی.
عشق مامان بهترین ها رو برات آرزو میکنم و امیدوارم همیشه شاد شاد باشی.





لغت نامه ی پسری
